×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۷ مهر - ۱۴۰۰  
false
true
داستانی از یک دعوا

مدت زمان زیادی از ازدواجشان میگذشت و طبق معمول زندگی فراز و نشیب های خاص خودش را طی میکرد یک روز زن که از ساعت های زیاد کار شوهرش عصبانی بود و همه چیز را از هم پاشیده میدید زبان به شکایت گشود و باعث ناامیدی شوهرش شد. مرد پس از یک هفته سکوت همسرش با کاغذ و قلمی در دست به او گفت پیشنهاد میکنم هر انچه تو رو ازار میده بنویس تا بحث کنیم. زن که گله بسیار داشت پ بدون اینکه سر خود را بلند کنه شروع به نوشتن کرد و مرد هم با نگاهی عمیق نوشتن رو اغاز کرد یک ربع گذشت و بعد کاغذ ها رد و بدل شد مرد نوشته پر از شکایت همسرش رو دید اما زن وقتی نوشته شوهرش رو دید به سرعت کاغذ رو از او گرفت و پاره کرد.

شوهرش در هر دو صفحه این جمله رو تکرار کرده…….

دوستت دارم عزیزم……….

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true